دانا

مدیریت - دانش - مهارت - تجر به

مقدمه

در بدن موجوداتی که از سلولهای بیش ماری تشکیل شده اند و هر یک وظیفه خاصی را بعهده دارند می بایست جهت ایجاد هماهنگی و یکنواختی بدن، علی الخصوص در مواجهه با تغییرات داخلی بدن و تحریکات خارجی، رابطه بین سلولها موجود باشد دستگاه عصبی و غدد مترشحه داخلی عهده دار این ارتباط هستند. هورمونها ترشحات غدد داخلی هستند غلظت هورمونها در خون در محدودۀ یک پیکوگرم (12-10 گرم) در هر میلی لیتر خون تا حداکثر چند میکروگرم (6-10 گرم) در هر میلی لیتر خون است با این وجود مکانیسمهای عملی بسیار تخصص یافته در بافتهای هدف سبب می شود که هورمونها بتوانند حتی با مقادیر بسیار اندک خود یک کنترل قوی بر روی سیستمهای فیزیولوژیک اعمال کنند. بین سلامت فیزیکی و سلامت رفتاری با کارکرد صحیح غدد ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. کوچکترین نارسائی در فعالیت غدد می تواند اثرات بسیار وسیع و متنوعی را در فرد ایجاد کرده و سلامت و آرامش او را برهم زند. در این مقاله سعی شده که به زبانی ساده و گویا با نحوۀ عملکرد و نوع اثرات چند مورد از غدد مهم درون ریز بدن یعنی هیپوتالاموس، هیپوفیز، تیروئید غدد فوق کلیه و پانکراس آشنا شویم.

 کلیات فیزیولوژیکی آندوکرین

غدد مترشحه داخلی از طریق آزاد کردن موادی بنام هورمون به داخل خون بر فعالیت سلولهای دیگر اثر می گذارند. و با اینکه در اثر گردش خون با تمام سلولهای بدن در تماس هستند متأثر می کنند.

 اثرات غدد مترشح داخلی بخصوص در 5 مورد زیر مشخص است:

1ـ نگهداری بدن در مقابل استرس و صدمات

2ـ رشد و نمو بدن

3ـ تولید مثل

4ـ تعادل یونها در بدن

5ـ متابولیسم و تولید انرژی

هورمونهــا از نظــر ساختمــان شیمیایی به ســه گروه استروئیدها، پلی پپتیدها و مشتقات اسید آمینه تقسیم می شوند.

هورمونهای استروئیدی که ذخیره ناچیزی دارند چون در سلولهای ترشح کننده آنها هیچ دانه یا گرانول ترشحی و ذخیره ای موجود نیست. لذا پس از ساخته شدن به داخل خون نشئت می کنند. هورمونهای پلی پپتیدی (زنجیره های پپتیدی حداقل سه اسید آمینه مثل TRH  تا حدود 198 اسید آمینه مثل پرولاکتین) در گرانولهــای کوچـک و هورمونهای مشتــق از اسید آمینــه مانند هورمونهــای تیروئیــد در مولکــول پروتئینــی بزرگی ذخـیره می شونــد که نمی توانند بداخل خون راه یابند لذا مکانیسم های فعال ترشح برای آزاد شدن این دو گروه هورمون به جریان خون لازم است. در مورد نحوه انتقال هورمونها در خون بدین صورت است که هورمونهای استروئیدی و مشتقات اسید آمینه توسط پروتئین های مخصوص در پلاسمها و هورمونهای پلی پپتیدی بصورت آزاد در خون جریان دارند.

 نحوه اثر هورمونها:

هورمــون برای اعمــال اثر خود به گیرنــده های هورمونی در سلولهای هدف متصل می شود. گیرنده های هورمون ساختار پروتئینی داشته و اختصاصی هستند برای بعضی از هورمونها گیرنده ها در سیتوزول سلول قرار داشته و پس از اتصال آن با هورمون این مجموعه بداخل هسته سلول منتقل می شود این گیرنده ها را گیرنده های متحرک (Mobile-Receptor) می نامند. گروهی گیرنــده ها در غشاء سـلول قرار داشته هورمون پس از اتصال با این گیرنده ها را گیرنده های ثابت (Fixed – veceptor) می نامند.

 هورمونهای چند پپتیدی به ترتیب زیر اثرات خود را اعمال می کنند:

1ـ هورمون به گیرنده موجود در غشاء متصل می شود.

2ـ این اتصال ادینل سیکلاز غشاء را فعال می کند.

3ـ فعالیـت این آنزیـم در حضور منیــزیم، ATP را به AMP حلقــوی (CAMP) تبدیل می کند.

4ـ AMP حلقوی به دو صورت عمل می کند: الف) AMP حلقوی یک یا چند پروتئین کیناز را فعال می کند به ایـن ترتیب که AMP حلقــوی به قسمتی از آنزیم که قسمت تنظیم کننده نامیده می شود متصل شده سبب آزاد شدن قسمت فعال می شود.

ب) آنزیم دیگری بنام فسفو دی استراز که به مقدار زیاد در سیتوزول موجود است با تبدیل AMP حلقوی به 5AMP آنرا غیر فعال می کند. (این آنزیم توسط متیل گزانتین (تئوفیلین، کافئین) متوقف می شود، لذا این مواد سبب تشدید عملیاتی می شوند که وابسته به AMP حلقوی است.

5ـ پروتئین کیناز فعال شده به چند صورت ممکن است اثرات خود را بر جای گذارد:

الف) کیناز فعال شده سبب افزایش فسفوریلاسیون آنزیمهای اختصاصی می شود که سبب فال شدن و یا غیر فعال شدن آنزیمهای دیگر می شوند.

ب) فسفوریلاسیون ممکن است سبب تغییراتی در شکل پروتئین های مخصوص دیگری (مثل پروتئین های ساختمانی یا غشائی) شود.

ج) پروتئین کیناز فعال شده ممکن است خود سنتز پروتئین را در سطح ریبوزوم فعال کند.

6ـ آنزیمها و یا پروتئین های دیگر که حاصل می شود اثرات نهایی در عمل سلول دارند.

در بسیــاری از اثرات هورمونی که توسط AMP حلقــوی اعمــال می شود وجود غلظــت های مناسبــی از کلسیم ضروری است. لذا بعضی کلسیم را بعنوان پیغامبر سوم نامیده اند. پروتئینی بنام کالمودولین بعنوان گیرنده کلسیم در سلول عمل می کند و کلسیم برای اینکه از نظر فیزیولوژیکی فعال باشد می بایست ابتدا به این پروتئین متصل شود.

همچنین تولید CAMP در بعضی از بافتها بستگی به پروستاگلاندینها دارد لذا بعضی آنها را پیغامبر چهارم نامیده اند.

  نحوۀ عمل هورمونهای استروئیدی:

1ـ از غشاء سلول به راحتی عبور می کنند.

2ـ به گیرنده های موجود در سیتوزول متصل می شوند.

3ـ مجموعه هورمون و گیرنده بداخل هسته منتقل می شود و به DNA متصل شده و بصورت فعال کننده ژن جهت تشکیل mRNA  فعال عمل می کند این پروسه را "ترانس کریپشن" می نامند.

4ـ mRNA مربوط از هسته بداخل سیتوپلاسم نفوذ می کند.

5ـ mRNA سبب پیشبرد سنتز پروتئین ها و آنزیمهای اختصاصی درون ریبوزوم می شود. این پروسه را "ترانس لیشن" می نامند.

نحوۀ اثر هورمونهای تیروئیدی نظیر هورمونهای استروئیدی است با این تفاوت که برخلاف هورمونهای استروئیدی، هورمونهای تیروئیدی برای اعمال اثرات خود نیاز به اتصال به گیرنده های واقع در سیتوزول ندارند. بلکه مستقیماً به گیرنده های موجود در کروماتین متصل می شوند. و اتصال به گیرنده سیتوزولی ممکن است حتی عمل آنها را محدود و متوقف کند.

 کنترل سنتز و ترشح هورمونها (مکانیسم فیدیک):

آندسته از هورمونهایی که تحت تأثیر هورمونهای تروفیک هیپوفیزی نیستند به روش ساده ای صورت می گیرد. به این ترتیب که ترشح هورمون سبب تغییر غلظت خونی ماده ای می شود که خود سبب کنترل ترشح هورمون مربوطه می شود. بعنوان مثال:

 افزایش گلوکز  افزایش انسولین   کاهش گلوکز

کاهش گلوکز   افزایش گلوکاگون   افزایش گلوکز

 تنظیم ترشح هورمونهایی که تحت تأثیر هورمونهای تروفیک هستند پیچیده تر است. بدین ترتیب که ازدیاد ترشح هورمون محیطی سبب فیدبک منفی بر هیپوتالاموس و یا هیپوتالاموس و هیپوفیز شده و با کاهش هورمون تروفیک، ترشح هورمون محیطی کاهش می یابد. و هنگامی که از مقدار مناسب کمتر شود مجدداً ترشح هورمون تروفیک افزایش می یابد. مثل تنظیم ترشح کورتیزول:

 البته سیستم تنظیم کورتیزول همیشه بصورت حلقه بسته نیست. بلکه برای نگهداری تعادل و هماهنگی بدن در مقابل تحریکات خارجی یک حلقه باز نیز موجود است و تحریکات عصبی از طریق تغییر انتقال دهنده های عصبی در هیپوتالاموس می تواند بر اثر فیدبک منفی کورتیزول فائق آید. مثل استرس چنانچه ازدیاد هورمون سبب افزایش ترشح تروفیک شود پدیده را فیدبک مثبت می نامند مثلاً افزایش استروژن حدوداً دو هفته پس از شروع قاعدگی موجب فیدبک مثبت بر هیپوتالاموس و هیپوفیز شده و این پدیده سبب افزایش گونادوتروپین شده و تخمک گذاری را باعث می شود.

 هیپوتالاموس:

رابطه بین هیپوفیز و قسمتهائی از مغز که در بالای آن قرار دارد یعنی هیپوتالاموس فقط یک رابطه عصبی نیست. شبکــه مویرگی از هیپــوتالاموس که به سیاهرگهای بــاب خـتم می شود از ساقه هیپوفیز عبور کرده جهت تغذیه هیپوفیز پیشین وارد آن می شود حاوی هورمونهای محرک و مهار کننده ای است که از هیپوتالاموس ترشح می شود.

فعالیت نورونهای هیپوتالاموسی که هورمونهای آزاد کننده و مهار کننده را برعهده دارد توسط نورونهای مخصــوصی که در هستــه های مغز میانی و یا ساقۀ مغز جای دارند تنظیم می شود. این ترکیبات که بصورت ناقلین شیمیایی عمل می کنند شامل دوپامین، نورآدرنالین، سروتونین می باشند.

دوپامین: نورونهایی که دوپامین را انتقال می دهند سبب افزایش GHRF (فاکتور آزاد کننده هورمون رشد) و نیز افزایش PIF (فاکتور متوقف کننده پرولاکتین) از هیپوتالاموس شده در نتیجه افزایش ترشح هورمون رشد و کاهش ترشح پرولاکتین از هیپوفیز را سبب می شود.

نورآدرنالین: افزایش نورآدرنالین احتمالاً سبب افزایش GHRF و آزاد شدن هورمون رشد و همچنین افزایش TSH و گونادوتروپین و درنتیجه افزایش ترشح TRH و GnRH می شود.

سروتونین: ازدیاد سروتونین موجب ترشح هورمون رشد، پرولاکتین، کورتیکوتروپین (ACTH) می شود و ترشح هورمون تیروتروپین (TRH) را مختصری کاهش می دهد.

هورمون آزاد کننده تیروتروپین (TRH) دارای سه اسید آمینه است. تنها استرسی که سبب آزاد شدن TRH می شود سرما است. در نوزاد انسان پس از تولد ترشح  TSH افزایـش می یابد که یکی از فرضیه ها علت آنرا تماس با محیط سرد و افزایش TRH می داند. TRH با مقادیر بسیار کم سبب آزاد شدن TSH در کشت هیپوفیز می شود و تزریق داخلی وریدی آن نیز موجب افزایش TSH می شود.

که حداکثر اثر آن در حدود 30 دقیقه پس از تجویز آشکار می شود.

 هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (GnRH)  :

مشاهدات زیادی نشان می دهد که ترشح گنادوتروپین ها توسط سیستم عصبی مرکزی تنظیم می شود. در بعضی از حیوانات مانند خرگوش و گربه تخمگذاری منظمی وجود ندارد و پس از تحریکات عصبی و هنگام نزدیکی تخمک آزاد می شود. در انسان و حیوانات در مدت شیردادن سیکل عصبی و هنگام نزدیکی تخمک آزاد می شود. در انسان و حیوانات در مدت شیردادن سیکـل قاعدگی و ترشحات گنادوتروپین متوقف می شد. در انسان استرس های شدید فیزیکی و روانی سبب قطع عادت ماهیانه می شود. اثرات نور و تغییرات فصلی در تخمگذاری و حاملگی حیوانات مشخص شده است. هورمون GnRH یک پپتید خطی شامل 10 اسید آمینه است. تجویز داخل وریدی GnRH سبب افزایش LH و به مقدار کمتری FSH می گردد.

 هورمون مهار کننده هورمون رشد (سوماتوستاتین):

 این ماده پپتیدی است با 14 اسید آمینه که سبب وقفه در ترشح هورمون رشد می شود.

 هورمون آزاد کننده هورمون رشد (GHRF) :

 هر سه انتقال دهندۀ دوپامین، سروتونین و نورآدرنالین اثر مثبت در ترشح GHRE و هورمون رشد دارند. هورمـون آزاد کننده رشــد پلی پپتیدی است که احتمالاً دارای 44 اسید آمینه می باشد.

 فاکتور مهار کننده پرولاکتین (PIF) :

 این ماده ممکن است دوپامین باشد. به احتمال زیــاد فاکتــور آزاد کننــده پرولاکتین هم وجود دارد ولی اثر مهارکنندگی هیپوتالاموس غلبه دارد.

فاکتور آزاد کننده کورتیکوتروپین (CRF) : انواع استرس از راه انتقال دهنده های عصبی سبب افزایش غلظت CRF در جریان خون سیستم باب هیپوفیزی می شود.

هیپوفیـز:

غده هیپوفیز همراه با پیپوتالاموس از پرکارترین سیستم آندوکرین در بدن می باشند این غده از نظر جنـسی در حــدود 6 هفته زنــدگی درون رحمی از دو قسـمت مجزا و متمایز منشأ می گیرد.

هیپوفیزقدامی (Anterior Pituitary) اعمال مهمی را در رشد و نمو بدن بخصوص استخوانها، عضلات و احشاء، متابولیسم کربوهیدرات، پروتئین و چربی، رشد و نمو و فعالیت غدد فوق کلیه، تیروئید، تخمدان، بیضه و پستان بعهده دارد. هیپوفیز قدامی حداقل 6 هورمون مشخص را ترشح می کند. پنج هورمون پرولاکتین، هورمون محرک و غدد فوق کلیه (ACTH) ، هورمون تیروئید (TSH) هورمون محرک فولیکول (FSH) و هورمون لوتئینی (LH) اثرات اصلی خود را در عضوهای هدف مشخصی (غدد پستان، غده فوق کلیه، تیروئید و غدد جنسی) اعمال می کنند و هورمون رشد (GH) یاسوماتوتروپ (Growth hormone) اثرات عمومی در انواع مختلف سلولهای بدن دارد.

سلولهای هیپوفیز برحســب جذب رنگ به دو گروه کرومـوفوب و کروموفیل تقسیم می شوند. سلولهای کروموفیل با رنگهای اسیدی (اسیدوفیل) و رنگهای بازی (بازوفیل) رنگ می شوند. سلولهای کروموفوب ممکن است بصورت سلولهای کروموفیل درآیند و یا سلولهای کروموفیل درآیند و یا سلولهای سوماتوتروپ به لاکتوتروپ تبدیل شوند. سنتز پروتئین ها در پولیزومهای رتیکولوم آندوپلامیک خشن (RER) صورت می گیرد و سپس به دستگاه گلژی منتقل شده و در آنجا گرانولها ساخته می شود.

 کورتیکوتروپین (Adrenocorticotrophich یا ACTH):

پلی پپتیدی است مرکز از 39 اسید آمینه. در شرایط عادی میزان تغییرات ACTH ساعت 8 صبح به حداکثر و در طول روز کاهش یافته و ساعت 8 شب به حداقل می رسد. لذا نوسانات ترشحی در طول روز وجود دارد. کاهش قند خون، مواد تب زا، جراحی، شوک، صدمات استرس زا سبب افزایش ACTH می شود.

 تیروتروپین (TSH) :

گلیکوپروتئینی است با دو زنجیره  و  . زنجیره  با 96 اسید آمینه و زنجیره  از 113 اسید آمینه ساخته شده هیپوفیز حاوی 300 کیلوگرم TSH است که در روز حدود 50 میکروگرم آنرا به خون می ریزد. این هورمون علاوه بر نقش تحریکی در سنتز هورمونهای تیروئیدی موجب بزرگ شدن اندازه و ازدیاد رگهای تیروئید می شود.

 گنادوتروپین های هیپوفیزی (FSH , LH)

گلیکــوپروتئــینی است با وزن مولکولی 30000 . نحوه اثر آنها از طریق اتصال به گیرنده های غشاء سلول و افزایش CAMP است. FSH محرک گامتوژنز در مرد و زن است. در زن FSH همراه با LH و استروژن موجب رشد فولیکول و بلوغ آن می گردد. LH در مردان سبب افزایش سنتز تستوسترون و در زن سبب سنتز استروژن، پروژسترون و آندروژنها در تخمدان می شود.

 پرولاکتین:

پپتیدی است مرکب از 198 اسید آمینه با وزن مولکولی 20000 . پروهورمونی با وزن مولکولی 40000 نیز به مقدار کم در سرم افراد سالم و به مقدار بیشتر در مبتلایان به تومور هیپوفیز وجود دارد.

تعداد سلولهای لاکتوتروپ در دوران بارداری و شیردهی افزایش می یابد. تنها اثر فیزیولوژیکی شناخته شده پرولاکتین در انسان تأثیر آن بر تولید شیر است. ولی گیرنده های پرولاکتینی بطور گسترده در کبد، کلیه، غدد فوق کلیوی، قلب و غده های جنسی دارد.

 هورمون رشد:

پلی پپتیدی است خطی با 188 اسید آمینه. البته هورمون رشدی که ذخیره شده است 191 اسید آمینه دارد که اید بصورت فعال درآید.

 اثر هورمون رشد بر متابولیسم پروتئین را می توان بصورت زیر خلاصه کرد:

1)     افزایش سنتز پروتئین ها

2)     کاهش غلظت اسیدهای آمینه در خون

3)     کاهش دفع اوره نیتروژن از ادرار به جهت تجزیه چربیها جهت تولید انرژی

4)     ایجاد تعادل نیتروژن مثبت

همچنین هورمون رشد سبب تجزیه چربیهای ذخیره شده در بافتهای چربی می شود. هورمون رشد اثر دیابت زا بر روی گلوکز خون دارد در صورتیکه غلظت آن در خون زیاد شود. هورمون رشد گلوکز خون را از دو طریق افزایش می دهد یکی کاهش جذب و کاهش مصرف گلوکز توسط سلولها و دیگری افزایش خروج گلوکز از کبد. هورمون رشد از طریق مهار فسفوریلاسیون سبب کاهش استفاده از گلوکز توسط عضلات می شود.

باید توجه داشت که کلیه های جنبی مربوط به رشد برعهده هورمون رشد نیست مثلاً جوش خوردن زخم، رشد مو و تغییرات بدن در حین بلوغ به هورمون رشد بستگی ندارد.

هورمون رشد یک اثر مستقیم بر روی رشد استخوان و غضروف ندارد. چنانچه هورمون رشد را بر روی کندروسیت هایی که در خارج از بدن کشت داده شوند بریزیم هیچگونه تکثیر و بزرگ شدن قابل ملاحظه ای را نمی بینیم. معلوم شده که هورمون رشد با تحریک کبد به تشکیل چندین پروتئین بسیار کوچک موسوم به سوماتومرین بطور غیر مستقیم بر ری غضروف و استخوان عمل می کند. سوماتومرین برای رسوب کندروئیتین سولفات و کلاژن ضروری است. که هر دوی آنها برای رشد غضروف و استخوان لازم است.

همچنین ممکن است قسمت اعظم اعمال متابولیکی هورمون رشد نه توسط اثرات مستقیم آن بر روی بافتها بلکه بطور غیر مستقیم توسط سوماتومرین ها انجام گیرد.

ترشح هورمون رشد بطور تقریباً کامل در جواب به دو فاکتور تنظیم می شود که این دو عبارتند از هورمون آزادکننده هورمون رشد و هورمون مهارکننده هورمون رشد که سوماتوستاتین نیز نامیده می شود.

 نمودار زیر تغییرات هورمون رشد در طول شبانه روز را نشان می دهد.

 فعالیت عضلانی سنگین و چند ساعت اول خواب عمیق ترشح هورمون رشد را افزایش می دهد.

غده تیروئید:

غده تیروئید شامل دو لوب و یک قسمت متصل کننده بنام تنگه (ایستموس) می باشد. بافت تیروئید از بیش از یک میلیون فولیکول ساخته شده است. مجموعه 20 تا 40 فولیکول، لوبول نامیده می شود. دیواره فولیکول را یاخته های اپی تلیوم که محل سنتز هورمونها هستند تشکیل می دهد. در خارج از این فولیکولها سلولهای پارافولیکولی یا C cell وجود دارد که کلسی تونین ترشح می کنند.

کار اصلی غده تیروئید سنتز و ترشح هورمونهای تیروئید است برای انجام صحیح این وظیفه باید:

الف) غده تیروئید طبیعی باشد.

ب) هورمون تیروتروپین به مقدار کافی از هیپوفیز ترشح می شود.

ج) مقادیر کافی ید در اختیار تیروئید قرار داده شود.

حدود 90% از هورمون مترشحه از غده تیروئید تیروکسین و حدود 10 درصد تری ید تیرونین است. تری یدوتیرونین حدود چهار بار از تیروکسین قویتر است. و 20-10 مرتبه بیشتر از تیروکسین به گیرنده سلولهای هدف متصل می شود. روزانه هر انسان به 70 تا 100 میکروگرم ید احتیاج دارد که 10-5% از راه آب و بقیه از راه غذا تأمین می شود. هورمونهای غده تیروئید در مولکول بزرگ تیروگلوبولین وجود دارد. تیروزین های موجود در تیروگلوبولین یددار می شوند و این عمل در داخل فولیکول انجام می گیرد. تیروگلوبولین های یددار شده مجاور فولیکول طی پینوسیتوز بدرون سلول های فولیکولی راه یافته و توسط آنزیمهای لیزوزوم ید و تیروزین ها و هورمونهای تیروئید و بعضی از اسیدهای آمینه از آن آزاد می شود. یدوتیروزین های منویدوتیروزین و دی یدوتیروزین ید خود را از دست داده و مجدداً مورد استفاده قرار می گیرند. و تیروکسین (تترایدوتیرونین) و تری یدوتیرونین وارد جریان خون می شوند.

 اثرات عمومی هورمون های تیروئید در بدن:

ـ هورمون تیروئید جذب اکسیژن و تولید گرما را در بدن افزایش می دهد.

ـ هورمون تیروئید سنتز پروتئین هـــایی را که در تولیــد انرژی دخالت دارند افزایــش می دهد. اثر هورمــون تیروئید بر روی پیشــبرد رشد ظاهراً بر پایه توانایی آن برای پیشبرد سنتز پروتئین ها استوار است.

از طرف دیگر زیادی بیش از حد هورمون تیروئید می تواند موجب شود که کاتابولیسم پروتئین ها از سنتز آنها سریعتر گردد. بطوریکه ذخایر پروتئینی در اینحال عملاً بسیج شده و اسیدهای آمینه بداخل مایعات خارج سلولی آزاد می شوند.

ـ هورمون تیروئید متابولیسم چربیها را تشدید می کند. اثر این هورمون در از بین بردن چربیها بیش از تولید چربیها است. این هورمون سبب لیپولیز در بافتهای چربی و افزایش سنتز تری گلیسرید در کبد و افزایش اکسیداسیون اسیدهای چرب آزاد می شود. در کم کاری تیروئید غلظت کلستـرول و تری گلیسیرید بالا و در پر کاری تیروئید غلظت کلسترول و تری گلیسیرید پائین می شود.

ـ هورمون تیروئید اثرات متضادی را در متابولیسم کربوهیدراتها دارد. بعضی از این اثرات نظیر تشدید گلیکوژنولیــز و تشدید اثر هورمون آدرنالین سبب افزایـش قند خون و در بعضی دیگر نظیر تسهـیل ورود گلــوکز به بافتهای چربی و عضلانی باعث کاهش قند خون می شود.

ـ اثر عمده هورمون های تیروئید در رشد و نمو اسکلت و سلسلۀ اعصاب پس از تولد است. در زندگی داخل رحمی، هورمونهای تیروئید از جفت عبور نمی کنند (مگر بمقدار بسیار کم). پس ازتولید هورمونهای تیروئید جنین این هورمونها در رشد بافتها اثر می گذارند.

ـ هورمون تیروئید تعداد و اندازه میتوکندریها را در بیشتر سلولهای بدن افزایش می دهد. و سبب تسریع تنفس در میتوکندری می شود.

ـ هورمون تیروئید سبب افزایش تعداد ضربان قلب و افزایش قدرت ضربان می شود. از طرفی افزایش تولید انرژی در بافتها سبب گشادی عروق می شود بنابراین با افزایش برون ده قلبی فشار سیستولی افزایش می یابد و با گشادی عروق فشار دیاستولی کاهش می یابد.

ـ بعلت اثر خسته کننده هورمونهای تیروئید بر روی عضلات و سیستم عصبی مرکزی بیمار هیپروتیروئید غالباً دارای یک احساس خستگی دائمی است. اما بعلت اثرات تحریک کنندۀ هورمون تیروئید بر روی سیناپس ها، خوابیدن برای او مشکل است.

 تنظیم ترشح تیروئید:

میزان ترشح تیروتروپین (TSH) تحت تأثیر دو واکنش است. یکی اثر تحریکی هورمون آزاد کننده تیروتروپین (TRH) و دیگری اثر فیدبک منفی هورمونهای تیروئید (TH) . TSH به نوبه خود سنتز و ترشح هورمونهای تیروئید را افزایش می دهد.

تحریکات عصبی (مثل سرما) که سبـب افزایش TRH می شوند. موجـب افزایش TSH می شوند که پس از مدتی با اثر فیدبک منفی هورمونهای تیروئید کاهش می یابد.

 خودتنظیمی تیروئید:

اگرچه هورمون محرک تیروئید عامل اصلی رشد و فعالیت تیروئید است معهذا تیروئید در شرایط مختلف می تواند بعضی از اعمال داخلی خود را تغییر دهد. کمبود مصرف ید سبب می شود که جذب آن توسط تیروئید بیشتر شده و سلولهای تیروئید به اثرات TSH حساسیت بیشتری نشان می دهند. در این حال نسبت  افزایش می یابد که از نظر اقتصادی بصرفه است چون  افزایش می یابد که از نظر اقتصادی بصرفه است چون  یک اتم ید کمتر دارد و در ضمن دارای اثرات متابولیکی بیشتری از   است.

 نوروهیپوفیز:

دو هورمون بنامهای وازوپرسین و اکسی توسین دانه های ترشحی انتهای رشته های عصبی که از هیپوتالاموس می آیند بحال ترکیب سست با پروتئین هایی بنام نوروفیزین در هیپوفیز خلفی ذخیره می شوند. اکسی توسین و ADH پپتیدهائی دارای 9 یا 10 اسید آمینه هستند و فرمول شیمیایی آنها بسیار شبیه است ولی اثرات آنها کاملاً اختصاصی است.

 وازوپرسین (ADH):

 اثر اصلی این هورمون جلوگیری از دفع آب از کلیه ها و کاهش حجم ادرار است. اثر ضــد ادراری این هــورمون از طریق افــزایش جذب مجــدد آب از لوله نفرونی و لوله جمع کننده ادرار است. ADH توسط کبد و کلیه غیر فعال می شود و مقدار کمی (10 درصد) نیز بدون تغییر از کلیه دفع می شود.

افزایش فشار اسمزی پلاسما مهمترین محرک ترشح وازوپرسین است این عمل از طریق تحریک گیرنده های هیپوتالاموسی صورت می گیرد. کاهش حجم خون نیز گیرنده های خاصی که به تغییرات حجم خون حساسند و در دهلیز چپ و سیاهرگهای ششی قرار دارد را تحریک کرده و سپس تحریک به هیپوتالاموس منتقل شده و باعث افزایش ترشح وازوپرسین می شود. کاهش فشار خون نیز از طریق تحریک گیرنده های فشار موجود در آئورت و کاروتید موجب آزاد شد وازوپرسین می شود.

 اکسی توسین:

اثرات عمده اکسی توسین در انسان بیرون راندن شیر از پستان و تحریک انقباضات رحم است. اکسی توسین در سنتز و ترشح شیر دخالتی ندارد.

 اثر اکسی توسین در افزایش انقباضات رحم در دو مرحله به اثبات رسیده است:

الف) تسهیل بیرون راندن جنین هنگام زایمان

ب) اکسی توسیـن پس از تمــاس جنسی سبب انقباضات رحم و کمک به انتقال اسپرم به لوله های فالوپ و افزایش شانس باروری می شود.

مکیدن پستان توسط نوزاد سبب تحریک گیرنده های مکانیکی نوک پستان و افزایش ترشح اکسی توسین می شود. تحریک دستگاه تناسلی زن هنگام نزدیکی جنسی و همچنین تحریک این گیرنده ها پس از شروع زایمان و تماس سر جنین با دهانه رحم سبب افزایش ترشح اکسی توسین می شود.

استرس های فیزیکی و روانی مثل درد، خشم، ترس سبب می شود که مکیدن پستان توسط نوزاد اثر چندانی بر ترشح اکسی توسین نداشته باشد.

 قسمت قشری غدد فوق کلیه:

قسمت قشری غدد فوق کلیه، قسمت مرکزی را احاطه کرده با وجود رابطه تشریحی نزدیک، این دو بخش از نظر جنین شناسی و بافت شناسی و اعمال هورمونی با یکدیگر متفاوتند. مهمترین پدیده مشترک بین این بخش این است که هر دو در جواب به استرس فعالیت شدیدتری را بروز می دهند.

رشد سلولهای قسمت قشری به تحریک کورتیکوتروپین بستگی دارد. قسمت قشری غدد فوق کلیوی اعصابی دریافت نمی کند ولی تغذیۀ خونی آن بسیار غنی است.

هر غده فوق کلیوی درون کپسولی از بافت همبند قرار دارد. سلولهای قسمت قشری در سه منطقه مشخص قرار دارند:

1) منطقه گلومرولوزا: زیر کپسول قرار گرفته و دارای سلولهای ریز و متراکم با میتوکندریهای طویل است.

2) منطقه فاسیکولاتا: منطقۀ عریض با سلولهای درشت تر و میتوکندری کروی که بصورت ستونهایی قرار گرفته اند.

3) منطقه ریتکولاریس: این منطقه سلولهایی شبیه سلولهای فاسیکولاتا دارد ولی میتوکندریهای آن طویل و بصورت شبکه قرار دارند.

کلیه هورمونهای قسمت قشری از کلسترول مشتق می شوند بنظر می رسد که کلیه آنزیمهایی که در بیوسنتز این هورمونها نقش دارند. در رتیکولوم آندوپلاسمیک صاف و یا میتوکندری جای دارند. و هیچکدام از آنها در قطرات چربی که ذخیره غنی از کلسترول هستند جای ندرند. در بعضی از مراحل سنتز استروئیدها ماده ای از قسمت رتیکولوم آندوپلاسمیک به میتوکندری و یا بلعکس منتقل می شود.

 هورمونهای قسمت قشری غدد فوق کلیه به سه گروه تقسیم می شوند:

1) میزالوکورتیکوئیدها            2) گلوکوکورتیکوئیدها        3) آندروژن ها

استروئیدهای غدد فوق کلیوی به محض تولید شدن به داخل خون آزاد می شوند. لذا سرعت ترشح بستگی به سرعت تولید استروئید دارد. در منطقه فاسیکولوتا فقط توسط ACTH کنترل می شود.

قسمت زیــادی از گلوکوکورتیکوئید و منیرالوکورتیکــوئید در خــون متصل به پروتئین های انتقال دهنده است. این قسمت از نظر بیولوژیکی غیر فعال است لذا توسط بافتها از بین برده نمی شود و توسط کلیه دفع نمی شود. قسمت فعال هورمون بصورت آزاد در خون گردش می کند و اثر خود را بر روی بافتهای هدف می گذارد.

قسمت اعظم کورتیزول به توسط گلوبولیــنی بنام ترانسکورتین (حدود 90%) منتقــل می شود و 10% آن بصورت آزاد در خون وجود دارد. حدود 30 تا 50 درصد آلدوسترون در خون متصل به آلبومین و بقیه بصورت آزاد گردش می کند.

تغییرات شبانه روزی کورتیزول:

 اثرات گلوکوکورتیکوئید: بعلت پخش گیرندههای کورتیزول در نقاط مختلف بدن این هورمون آثار فیزیولوژیک وسیعی در همه جای بدن را موجب می شود.

اثر اصلی کورتیزول هنگامی که گلوکز مورد احتیاج نباشد افزایش ذخیره گلیکوژن در کبد و به مقدار کمتر در عضلات و قلب است. ولی در شرایط بی غذایی که ممکن است گلوکز کافی به مغز نرسد کورتیزول سبب تأمین گلوکز می شود این کار را از طریق مختلفی انجام می دهد: 1ـ تشکیل گلوکز از اسیدهای آمینه و لاکتات  2ـ تشدید اثر گلیکوژنولیزی گلوکاکون  3ـ کاهش جذب گلوکز توسط بافتها به غیر از مغز

وجود کورتیزول برای رشد طبیعی لازم است در غیاب کورتیزول اشتها کم شده و جذب روده ای مختل می شود. در صورتیکه مقدار کورتیزول افزایش یابد تولید پروتئین در بافتها کم شده و اسیدهای آمینه پلاسما افزایش می یابد. در آمیناسیون اسیدهای آمینه، تشکیل پروتئین های پلاسما توسط کبد و گلونئوژنز تشدید می شود. کورتیزول سبب افزایش پدیده لیپولیــز و افزایش اکسیداسیـــون چربیها در سلولها شده درنتیــجه در موارد بی غذایی سلولهای بدن از چربیها به عنوان منبع انرژی استفاده کرده و گلوکز بیشتری در اختیار مغز قرار می گیرد. کورتیزول در نگهداری فشار خون کمک می کند. ضعف ماهیچه را به تأخیر می اندازد.

افزایش کورتیزول سبب کاهش تعداد ائوزینوفیل و لنفوسیت و کاهش کورتیزول سبب کاهش نوتروفیل و کم خونی می شود. مقادیر زیاد کورتیزول دارای اثرات ضد التهابی است. اثر عمدۀ ضد التهابی کورتیزول از طریق تثبیت غشاء لیزوزمها اعمال شود. از سلولهای آسیب دیده و پاره شدن لیزوزومها موادی آزاد می شود که سبب گشاد شدن عروق و افزایش قابلیت نفوذ مویرگها و پیدایش التهاب می شود.

 اثرات میزالوکورتیکوئیدها

مهمترین میزالوکورتیکوئید در انسان آلدوسترون است. اثرات آلدوسترون از قبیل: (1) کاهش دفع سدیم از طریق ادرار با اثر بر لوله های پیچیده انتهائی نفرون.  (2) بدنبال جذب سدیم آب نیز بصورت غیر فعال جذب می شود.  (3) افزایش دفع پتاسیم و یون هیدروژن.

 تنظیم ترشح گلوکوکورتیکوئید:

در شرایط فیزیولوژیک تنها عامل محرک تولید و ترشح گلوکوکورتیکوئید، کورتیکوتروپین (ACTH) است. پس از خواب شب ACTH افزایش می یابد و در 8 صبح به حداکثر و در اواخر شب به حداقل می رسد. ترشح کورتیکوتروپین بستگی به فاکتور آزاد کنندۀ آن (CRF) از هیپوتالاموس دارد. کورتیزول بطور مستقیم اثر وقفه ای بر ترشح CRF از هیپوتالاموس دارد. ترشح CRF همچنین تحت تأثیر انتقال دهنده های عصبی است. چنانچه توسط استیل کولین و سروتونین افزایش و توسط نورآدرنالین کاهش می یابد. استرس سبب افزایش CRF می شود، لذا عفونت، ضربه، گرما، سرما، اعمال جراحی و شرایط روانی استرس زا با افزایش CRF همراه است.

 تنظیم ترشح میزالوکورتیکوئید

مهمترین عاملی که سبب سنتز و ترشح آلدوسترون می شود بترتیب اهمیت پتاسیم و سیستم رنین آنژیوتانسین و کورتیکوتروپین هستند.

هنگامی که جریان خون کلیه کاهش یابد (بدنبال کمبود سدیم یا بعلت وضعیت ایستاده) از سلولهای ژوکستاگلومرولر آنزیم رنین بداخل گردش خون کلیه ترشح می شود رنین، آنژیـوتانسینــوژن را به آنژیوتانسیــن (1) که پپتید غیر فعالی با ده اسید آمینه است تبدیــل می کند. سپس تحت اثر آنزیم دیگری آنژیوتانسین (1) به آنژیوتانسین (2) تبدیل شده این ماده با تحریک لایه نازک سلولی در سطح قشر غده فوق کلیه اثر گذاشته و موجب ترشح آلدوسترون می شود. آلدوسترون با اثر بر لوله های پیچیده انتهایی کلیه موجب جذب سدیم و دفع پتاسیم و هیدروژن می شود. آنژیوتانسین (2) قویترین مادۀ بالا برنده فشار خون در بدن است. همچنین ازدیاد پتاسیم سرم موجب افزایش آلدوسترون می شود.

 هورمونهای قسمت مرکزی غده فوق کلیوی:

قسمت مرکزی غده فوق کلیوی و سیستم عصبی سمپاتیک از نظر جنینی، مورفولوژی و فیزیولوژی بسیار نزدیک هستند و توأماً سیستم سمپاتوآدرنال نامیده می شود.

بخش مرکزی غده فوق کلیه دارای کته کولامین است که 85% آن را اپی نفرین و 15% آن را نور اپی نفرین تشکیل می دهد.

تاکنون سه نوع کته کولامین شناخته شده است:

ـ دوپامین: که انتقال دهنده عصبی در مغز و پیشتاز نورآدرنالین است.

ـ نورآدرنالین: که انتقال دهندۀ عصبی در مغز است و توسط غدد فوق کلیه، بعضی از سلولهای مغز و انتهای اعصاب سمپاتیک ساخته می شود.

ـ آدرنالین که از نورآدرنالین در غده فوق کلیه ساخته می شود.

بیوسنتز هر سه ماده فوق از اسید آمینه فنیل آلانین منشأ می گیرد.

قسمت مرکزی غده فوق کلیه تنها غده مترشحه داخلی است که دارای اعصابی است که بطور مستقیم، ترشحات آن را افزایش می دهد. بدین ترتیب که پس از تحریک عصبی ماده استیل کولین از انتهای عصب سمپاتیک آزاد می شود استیل کولین غشاء سلولهای غده مرکزی فوق کلیه را دپلاریزه کرده کلسیم بداخل سلول وارد می شود.

 اثرات کته کولامین:

اثرات کته کولامین هایی که از غدد مرکزی فوق کلیه ترشح می شوند چون همیشه همراه با افزایش فعالیــت سمپاتیکی است را نمی توان به تنهایی شرح داد. اثرات کته کولامین ها با اتصال آنها به گیرنده های خاص سلول انجام می گیرد. این گیرنده ها در غشاء سلول قرار دارند. نتیجه اتصال هورمون به این گیرنده ها ممکن است یک عمل مکانیکی مثل انقباض یا یک عمل مکانیکی مثل انقباض یـا یک عمل شیمیایی مثل تجزیه چربیها باشد. کته کولامین ها سبب انقباض شریـانی و وریـدی در اکثر عروق شده و فشار خـون را بالا می برد. جریان خون به بیشتر اعضاء را کاهش می دهد. جریان خون به عضلات بدن از طریق انبساط عروق افزایش می یابد. همچنین باعث افزایش گلوکز از طریق گلیکوژونولیز و گلوگونئوژنیز می شود و باعث لیپولیز شده و آزاد شدن اسیدهای چرب را سبب می شود. کته کولامین ها باعث شل شدن عضلات صاف روده و مثانه و در عین حال موجب انقباض اسفنکترهای مربوطه می شود و اجابت مزاج و دفع ادرار را مهار می کند.

 لوزالعمعده:

جزایر لوزالمعده عامل ترشح هورمونهائی هستند که جهت انجام فعل و انفعالات متابولیسم بدن ضروری است. در یک فرد بـالغ لوزالمعده حدود 50 تا 75 گرم وزن دارد. نیم تا یک و نیم میلیون جزایر لانگرهانس در وزنی معادل یک گرم جای دارند. چهار نوع سلول در جزائر دیده می شودک

ـ سلولهای (Pancreatic Polypeptide)PP : پس از غـذا پلی پپتیدی را ترشـح می کند که اثراتش عکس اثرات پانکرازیمین کوله سیستوکینین است.

ـ سلولهای بتا در مرکز و سلولهای آلفا در کنار جزایر و سلولهای دلتا بین دو ناحیه پراکنده اند.

انسولین:

پلی پپتید کوچک است و با زنجیره A با 21 اسید آمینه و زنجیره B با 30 اسید آمینه. این دو زنجیره بوسیله دو پیوند دی سولفید بهم متصل می شوند. یک پیوند دی سولفید نیز اسیدهای آمینه شماره 6 و 11 زنجیره A را بهم متصل می کند.

ژن سازنده انسولین بر روی بازوی کوتاه کروموزم 11 قرار دارد.

 آزاد شدن انسولین به دو صورت انجام می شود:

الف) ترشح پایه ای: انسولین صورت دائم حتی در حالت استراحت و در فرد ناشتا از لوزالمعده ترشح می شود.

ب) ترشح تحریک شده: در اثر وجود عامل تحریکی مقدار بیشتری انسولین وارد خون می شود. مثلاً در صورتیکه گلوکز از راه دهان مصرف شود این حداکثر در حدود 30 تا 60 دقیقه به 6 تا 8 برابر ترشح پایه ای می رسد.

بیشتر انسولین خون متصل به یک گلوبولین است. نیمه عمر آن کوتاه و حدود 10 دقیقه است. % 50-40 انسولین در کبد غیرفعال می شود. انسولین از گلومرول می گذرد ولی تمامی آن توسط لوله های نزدیک کلیه مجدداً جذب می شود. بافتهای دیگر نیز توسط پروتئولیز انسولین را غیر فعال می کنند.

 اثرات انسولین

شناخته ترین اثر انسولین کاهش قند خون است. تسهیل ورود گلوکز به سلول و کاهش ورود گلوکز از ذخایر کبدی به خون مهم ترین عامل کاهش قند خون است. بمجرد ورود گلـوکـز به داخــل سلول گلوکز فسفــوریله شده لذا غلظت گلوکز داخل سلول همواره پائین است.

در بعضی از سلولها ورود گلوکز به سلول، نیازی به وجود انسولین ندارد. این سلولها شامل اعصاب مرکزی اپی تلیوم روده، اپی تلیوم لوله های نفرون و سلولهای لوزالمعده است.

انسولین پنج عمل عمده را در کبد سبب می شود: تشدید جذب گلوکز از خون، افزایش گلیکوژنز، کاهش گلیکوژنولیز، کاهش گلوکز نئوژنز و تبدیل گلوکز به اسیدهای چرب.

 اثر بر عضلات:

بافت عضلانی در بیشتر ساعــات روز برای تأمین انــرژی از اسیدهای چربی استفــاده می کند و در حالت استراحت سلول عضلانی تقریباً به گلوکز نفوذناپذیر است. ولی در حالت ورزش و فعالیت عضلانی سنگین، سلولهای عضلات نسبت به گلوکز نفوذپذیر شده از مقادیر زیاد گل.کز برای تأمین انرژی استفاده می کنند. جذب گلوکز در این حالت به مقدار زیادی انسولین نیاز ندارد. بعد از صرف غذا که غلظت قند خون بالا است و انسولین بمقدار زیاد ترشح می شود انسولین زیاد سبب انتقال سریع گلوکز به داخل سلولهای عضلانی می شود در این مرحله عضلات برای تأمین انرژی گلوکز را بر اسیدهای چرب ترجیح می دهند.

انسولین سبب افزایش انتقال اسیدهای آمینه بداخل سلول کبد و عضلات می گردد.

انسولین سنتز پروتئین در سلول را از طریق تأثیر مستقیم بر ریبوزومها و افزایش RNA افزایش می دهد. همچنین انسولین میزان کپیه برداری از DNA در هسته را افزایش می دهد. انسولین تجزیه پروتئین ها را کاهش می دهد. انسولین با افزایش ورود گلوکز به سلول موجب پیشبرد سنتز اسیدهای چرب می شود. قبل از تولد انسولین مهمترین هورمون برای رشد جنین است و پس از تولد نیز جهت رشد با هورمون رشد همکاری می کند.

 گلوکاگون:

گلوکاگون لوزالمعده پپتیدی است که از یک زنجیره منفرد با 29 اسید آمینه تشکیل شده است. نیمه عمر گلوکاگون در خون 6 دقیقه است و به احتمال زیاد به پروتئینی متصل نیست گلوکاگون بسرعت توسط کبد و کلیه گرفته و متابولیزه می شود. گلوکاگون اثرات متفاوت و متضادی با انسولین دارد. مهمترین اثر آن افزایش قند خون است که با تجزیه گلیکوژن کبد آن را باعث می شود. بمجرد کاهش قند خون گلوکاگون ترشح شده و سبب تجزیه گلیکوژن کبد می شود.

 گلوکاگون با روند آهسته ای موجب افزایش پدیده گلوکوژنز شده گلوکز بیشتری وارد خون می شود. گلوکاگون تجزیه چربیها را افزایش می دهد. گلوکز مهم ترین عامل تنظیم کننده ترشحات انسولین و گلوکاگون است. غلظت قند ناشتا بین 70 تا 100 میلی گرم درصد میلی لیتر خون و غلظت قند پس از یکساعت از صرف غذا به حدود 120 تا 140 میلی گرم درصد میلی لیتر خون می رسد.


منابع مورد استفاده:

1ـ فیزیولوژی غدد تألیف دکتر فریدون غریزی انتشارات جهاد دانشگاهی شهید بهشتی

2ـ فیزیولوژی پزشکی، پروفسور آرتوگاتیون، انتشارات چهر

3ـ مجلات رشد زیست شناسی

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                  صفحه

ـ مقدمه...............................................................................................................

ـ کلیات فیزیولوژی آندوکرین............................................................................

ـ نحوه اثر هورمونها............................................................................................

ـ کنترل سنتز و ترشح هورمونها............................................................................

ـ هیپوتالاموس....................................................................................................

ـ هیپوفیز.............................................................................................................

ـ غده تیروئید......................................................................................................

ـ نوروهیپوفیز......................................................................................................

ـ قسمت قشری غده فوق کلیه.............................................................................

ـ قسمت مرکزی غده فوق کلیه...........................................................................

ـ لوزالمعده.........................................................................................................

ـ اثرات انسولین...................................................................................................

ـ گلوکاگون.......................................................................................................

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 8:57  توسط تجربه کار  |