دانا

مدیریت - دانش - مهارت - تجر به

مقدمه

هر اندازه سرمایه گذاری ما در امر آموزش دانش آموزان از نظر بعد کمی و تراکمی فزونی می گیرد به همان میزان بازدهی و بهره وری کمتری حاصل می شود. حال آنکه به تعبیر این حدیث نورانی، کسب علم به فراوانی و انبوه سازی آن نیست بلکه به کیفیت اثرگذاری و شیوه تأثیرپذیری آن است آهنم نه صرفاً در فهم عقلانی و درک ذهنی بلکه در دیانت قلبی و ایمانی عاطفی که اساس تربیت و تأثیرپذیری است. هدایت بیش از هر چیز در قلب است و نه در مغز و تربیت فراتر از هر چیز از طریق دل صورت می گیرد نه ذهن. هر علمی که منجر به تحول رشد دهنده در منش فرد شود «نور» است و هر علمی که در سطح زبان و ذهن متوقف شود نمی تواند به نور و روشنایی تبدیل شود همانگونه که مولا علی (ع) فرمود:

اوضع العلم ما وقف علی اللسان

وارفعه ما ظهر فی الجوارح والارکان

پست ترین و نازل ترین درجه دانش آن چیزی است که در حد زبان و گفتار متوقف می شود و عمیق ترین و رفیع ترین لایه های دانش آن است که در جوارح و ارکان آدمی ظاهر می شود. آموزش هنگامی که از سطح به عمق، از ذهن به دل و از مغز به قلب و از زبان که کردار تعالی می یابد کمیت جای خود را به کیفیت و تراکم جای خود را تحول می دهد و این یک جرقه و اندر یافت. ناگهانی و بینش عمقی است که به فرد دست می دهد و اگر این چنین شد این آموزش به پرورش می انجامد و تربیت درونی شکل بیرونی به خود می گیرد.


انگیزش تحصیلی چیست؟

کودکان به طور طبیعی با انگیزه برای یادگیری متولد می شوند. کودک تلاش می کند تا به یک اسباب بازی دست بزند. راه رفتن را یاد می گیرد. غذا خوردن بدون کمک دیگران را می آموزد. این اولین انگیزش ها برای یادگیری، بعدها پاسخ گوی فعالیت های وابسته به مدرسه مانند خواندن و نوشتن است. زمانی که کودکان انگیزه ای برای یادگیری ندارند، یعنی مانعی در راه انگیزش طبیعی آن ها وجود دارد، احساس می کنند که به خوبی نمی توانند وظایف مربوط به مدرسه را انجام دهند و در نتیجه تلاششان را متوقف میکنند، یا به اندازه کافی تلاش جدی از خود نشان نمی دهند.

این قبیل کودکان، به راحتی سر خورده می شوند و از آنجا که تلاششان را متوقف می کنند و یادگیری آن ها با موفقیت همراه نمی شود، تجربه شور و هیجان ناشی از یادگیری مباحث جدید را کسب نمی کنند و معتقد می شوند هر موفقیتی که به دست می آورند به شانس و تصادف یا اوضاع و احوال مربوط است (مارتین و همکاران، 1995)

چرا کودکان این گونه باورهای منفی را توسعه می دهند؟ گاهی اوقات این باورها در کودکان شکل می گیرد و بر توانایی یادگیری آنان اثر می گذارد. برخــی از عوامل اثرگذار بر یادگیـــری آنان اثر می گذارد. برخی از عوامل اثرگذار بر یادگیری عبارت اند از:

یاد گرفتن، وجود مشکلاتی در خلق و خود، به تأخیر انداختن امور و فشارهای روانی و افسردگی که این عوامل یادگیری در مدرسه را سخت تر می کنند.

کودکانی که شکست در مدرسه را تجربه کرده اند تلاششان را برای یادگیری متوقف می کنند. زیرا آن ها این اعتقاد را در خود رشد می دهند که نمی توانند کاری را به درستی انجام دهند. نگرش های بزرگســالان در مورد موفقیـــت تحصیلی فرزندشان نیز می توانـــد بر روی اعتقادات کودکان اثرگذار باشد.

والدین انتظاراتی دارند که غیر واقع بینانه است و می تواند موجب مأیوس شدن فرزندانشان بشود رقابت در مدرسه (به گونه ای که همیشه یک نفر برنده و یک نفر بازنده می شود) می تواند برای کودکان  بسیار مأیوس کننده باشد، بویژه برای کودکانی که ممکن است هرگز در مدرسه بهترین نباشند. گرچه آن ها می توانند مطالب آموزشی فراوانی یاد بگیرند، موفقیت را تجربه نمی کنند یا موفقیت آن ها تشخیص داده نمی شود. این قبیل کودکان از انگیزش تحصیلی ضعیفی برخـــوردارند. هم چنین کودکانی که والدیـــن آن ها یا همسالانشان فکر نمی کنند که مدرسه مهم است یا اهمیت مدرسه را تشخیص نمی دهند، انگیزش تحصیلی پایینی دارند.

 افزایش انگیزه تحصیلی

کارهای زیادی وجود دارد که والدین می توانند برای افزایش انگیزش تحصیلی فرزندانشان انجام دهند، از جمله حفظ کردن روابط خوب والد ـ فرزندی و آگاه کردن فرزندان از این نکته که مدرسه از نظر ایشان بسیار مهم است. بدین ترتیب فرزندان می توانند تلاش تحصیلی شان را افزایش دهند، آموزش عادات مطالعه صحیح و مفید، فراهم آوردن فرصت کسب موفقیت و نیز همکاری با معلم فرزندان دارای اهمیت فراوان است.

هم چنین برای کمک کـــردن به افزایش انگیزش تحصیـــلی فرزندان، می تـــوان توصیه های زیر را به کار بست:

1ـ زمانی که مقرراتی را برای کودکان تعیین می کنید، قاطع و منصف باشید. کودکان نیاز به انضباط منطقی دارند تا مستقل و مسئولیت پذیر بار آیند.

2ـ برای کودکان در خانه کارهای روزمره تعیین کنید و به آن ها بگویید که انتظار می رود این کارها را به خوبی انجام دهند. کودکانتان را مسئولیت پذیر بار آورید. این عمل راهی است برای پیش رفت خود انضباطی که می توانند به یادگیری های مدرسه ای تسری یابد.

3ـ تلاش کنید تا روابط والد ـ فرزندی خوبی داشته باشید و زمانی برای گذراندن اوقاتی خوش و مفرح با کودکانتان در نظر بگیرید. زمانی که کودکانتان با شما صحبت می کنند، به ویژه موقعی که در ارتبـــاط با اتفاقات مدرسه با شـــما سخن می گویند، با علاقه به حرف هایشان گوش دهید.

4ـ انجام فعالیت هایی ماننـــد دیدار از کتابخانه، موزه ها یا پارک ها که یـــادگیری را تشویق می کنند، بسیار مفید است.

5ـ فراهم کردن فرصت هایی برای موفقیت، بسیار ضروری است، زیرا کودکانی که احساس موفقیت می کنند برای یادگیری چیزهای جدید تلاش می کنند.

6ـ با کودکانتان در مورد علایق آنان صحبت کنید.

7ـ روی علایق کودکانتان سرمایه گذاری کنیــد تا بتوانند تجارب یادگیری را کسب کنند. به آن ها کمک کنید تا چیزهایی را که از آن ها لذت می برند، تعیین کنند. برای مثال، اگر فرزند شما بازی فوتبال را دوست دارد شما می توانید او را به خواندن و نوشتن مطالبی درباره ورزش مورد علاقه اش تشویق کنید و ارتباط مدرسه را با آنان روشن سازید.

8ـ فرزندتان را برای تلاش سخت و کسب موفقیت، ستایش و تحسین کنید. همه بچه ها نیاز دارند به خاطر کار خوبی که انجام می دهند مورد تشویق قرار گیرند.

9ـ در تحسیـــن و تنبیه، اعتــــدال را رعایت کنید. تنبیه زیاد موجـــب دلسردی می شود (کلرک، 1996)

10ـ مطمئن شوید که فرزند شما می داند چ چیزی مورد انتظار شماست. به خاطر داشته باشید که منظور از پاداش، همیشه دادن پول یا قائل شدن مزیت و برتری نیست. تنها گفتن این جمله که «تو باعث افتخار ما هست» یا جملاتی که نشان دهد ما متوجه تلاش آن ها هستیم، موجب می شود که فرزندانمان با حداکثر تلاش کار کنند.

 یادگیری و تفکر

یادگیری قطعاً مترادف با تحصیل در مدارس نمی باشد. بخش عمده آموخته های کودکان خارج از مدارس ضمن بازی، مشاهدات، پرسش گری ها، آزمایشها و کاوش جهان پیرامون به دست می آید. همچنین بسیاری از تعاملات میان کودکان و والدین، بستگان و همسالان نوعی یادگیری را به دنبال دارد.

پیشنهادات، راهنمایی ها، مکالمات وغیره همگی زمینه های مساعدی را برای یادگیری کودک در حال رشد در خلال تعاملات اجتماعی فراهم می آورند. تأثیر این تعاملات ثمره زندگی در اجتمـــاعی محســـوب می شود که در چهـــارچوب آن، ارتباط و تلاش برای یـــادگیری امکان پذیر می گردد.

از دیدگاه پیاژه تسهیل در امر رشد از سوی عوامل اجتماعی درمانی عملی است که درک کودک بسته به تعاملات او با جهان پیرامون خود مستعد تغییر باشد. نقش تعامل اجتماعی به مراتب از این هم مهمتر اســـت دانش کودک، غالباً حاصـــل درک و تفاهم مشتـــرک میان کــودک و اعضای باتجربه تر فرهنگ اوست.

 روشهای آموزش توانایی فراشناخت:

1ـ روش برنامه ریزی:

 قبل از هر نوع فعالیت یادگیری معلمان باید روشها و گامهایی را برای حل مشکلات، قواعد یادآوری و راهنمــــایی و برای دنبـــال کردن کار مشخص کنــند. فشار زمان، اهداف و قــواعد اصلی که دانش آموزان باید بر اساس آنها عمل کنند روشن شود. صراحت بخشیدن به این خطوط راهنما به دانش آموزان کمک می کند که آنها را در ذهن خود در خلال درس نگه داشته و برای ارزشیابی عملکرد بعدی خود به کار برند.در خلال فعالیت، معلمان می توانند از دانش آموزان بخواهند پیشرفت کار، فرایند تفکراتشان و ادراکتشان را از آنچه انجام می دهند، مطرح کنند. از دانش آموزان بپرسند کجای کار هستند و خطاهای تفکر خودشان را تا آنجا تعریف می کنند.

روش های پیشنهادی که برای حل مسئله در نظر دارند دنبال کنند و تعریف نمایند. این کار به آنها کمک می کند از رفتار خودشان آگاه باشند. این کار همچنین به معلمان کمک می کند یک نقشه شنــــاختی از نحوه تفکر دانش آموزان بــــدست آورند که برای رساندن به آنها بسیار مفید است.

 بعد از فعالیت یادگیری معلمان می توانند از دانش آموزان بخواهند کار خودشان را ارزشیابی کنند. ببینند چقدر از قواعد پیروی شده است. روشها تا چه اندازه پر بوده است. آیا دستورالعملها بـــدرستی دنبال شده است و آیا روشهای پیشنهادی مؤثر دیگری در آینده می توان بکار برد.

2ـ خلق سؤال:

بدون در نظر داشتن موضوع برای دانش آموزان مفید است خودشان سؤالاتی را قبل و در خلال مطالعه یک متن طرح کنند. این خودباوری سؤال ادراک را تسهیل و دانش آموزان را تشویق می کنند مکرراً مکث نموده و درباره موضوع فکر کنند.

3ـ آگاهی انتخاب:

معلمان می توانند فراشناخت را از طریق کمک به دانش آموزان در کشف نتایج انتخابها و تصمیمات خودشان قبل و در خلال فعالیت افزایش دهند. بنابراین دانش آموزان قادر خواهند بود ارتباطات تصادفی بین انتخابهایشان، فعالیت ها و نتایجی را که کسب کرده اند درک کنند با فراهم نمودن پسخوراند مناسب و به دور از داوری برای دانش آموزان درباره اثرات رفتارها و تصمیم گیریهایشان بر دیگران، معلم به آنها کمک می کند از رفتارهای خود آگاه شوند.

4ـ ارزشیابی با مقیاس چندگانه:

معلمان می توانند توانایی فراشناخت را از طریق واداشتن دانش آموزان به بازنگری و طبقه بندی فعالیتهایشان بر طبق دو یا مجموعه بیشتری از مقیاسهای ارزشیابی افزایش دهند.

5ـ کسب جایزه:

معلمـــان می تواننـــد به دانــش آموزان کمک کنند کارهای خوبی را که انجام داده اند تشخیص دهند و پسخوراندهایی از همکلاسیهای خود دریافت کنند. معلم ممکن است سؤال کند شما چه کاری انجام داده اید که از انجام آن احساس سرافرازی می کنید و دوست دارید چگونه از شما قدردانی شود با (کف زدن، جایزه و غیره) دانش آموزان با این روش از رفتارهای خودشان بیشتر آگاه گشته و مقیاسهای درونی برای رفتارهایی را که مطلوب هستند در نظر می گیرند.

6ـ حذف عبارت من نمی توانم:

 معلمان می توانند به دانش آموزان یاد دهند که عذرهای آنها مانند «من نمی توانم» یا «من خیلی کند هستم» رفتارهای غیر قابل قبول در کلاس هستند. به جای آن از دانش آموزان خواسته شود مشخص کنند چه اطلاعاتی را نیاز دارند، فاقد چه مهارتهایی برای اجرای یک رفتار مطلوب هستند. چه موادی را نیاز دارند.

این روش به دانش آموزان کمک می کند مرز میان آنچه که می دانند و آنچه که نیاز دارند بدانند، تشخیص دهند. این روش توانایی دانش آموزان را افزایش می دهد تا روشهایی که اطلاعات مورد نیاز آنها را بوجود می آورد خود خلق کنند.

 7ـ تفسیر عقاید دانش آموزان:

دعوت کردن دانش آموزان به دوباره بیان کردن مطلب، ترجمه و مقایسه و تفسیر عقاید یکدیگر آنها را وا می دارد نه تنها شنونده های بهتری نسبت به افکار دیگران بشوند، بلکه شنونده های بهتری نسبت به افکار خودشان هم بشوند.

 ۸ـ استفاده از در چسب مناسب برای فعالیتهای دانش آموزان:

به عنوان مثال اگر معلمی به دانش آموز خود بگوید این کاری که شما انجام می دهید «یک آزمایش» نامیده می شود، یا این کاری که شما انجام می دهید نمونه ای از «همکاری» است به رشد توانایی فراشناخت و آگاهی دانش آموز از نوع فعالیت خود بیشتر کمک می کند.

 9ـ صراحت بخشیدن به اصطلاحات دانش آموزان:

دانش آموزان اغلـــب اصطلاحات مبـــهم، بی معنا و غیر اختصـــاصی را در کلام خود به کار می برند. برای مثال ممکن است یک دانش آموز بگوید «او خیلی سختگیر است» یا «این خیلی مناسب نیست» معلمان باید این ارزشها را روشن کنند که خیلی سختگیر بودن چیست؟ با روشن نبودن اصطلاحـــات دانش آموزان یاد می گیـــرند آنها را چگونـــه و چه موقع مورد استفاده قرار دهند.

10ـ نقش بازی کردن و تقلید:

با نقش بازی کردن و تقلید می توان فراشناخت را گسترش داد. برای اینکه وقتی دانش آموزان نقش افراد دیگر را تصور می کنند آنها آگاهانه تمام خصوصیات و اسنادهای آن نقش را به دست می آورند. نقش بازی کردن سبب کاهش ادراکات خودمدارانه می شود. دانش آموزان در حال نقش بازی کردن در می یابنـــد که در موقعیتهـــای خاص یک فرد چگونه واکنش نشان می دهد.

 رویکردهای جدید یاددهی ـ یادگیری در برنامه های درسی

الف ـ رویکرد یادگیری مشارکتی:

نتایج حاصل از عملکرد دانش آموزان در جامعه، بیانگر ضعف برنامه های درسی کشور است. فرد تربیت شده، در جامعه توانایی هم زیستی اجتماعی و حل مشکلات زندگی را ندارد. بنابراین در بازنگری برنامه های درسی به منظور موفقیت بیش تر برا دست یابی به اهداف متعالی آموزش و پرورش، ضرورت سمت دهی برنامه های درسی به سمت رویکردهای مشارکتی، یادگیری رفتار خلاق و تلفیق موضوعات درسی اجتناب ناپذیر است.

در رویکرد مشارکتی، برنامه ها به گونه ای تدوین می شود که دانش آموزان در فرایند اجرا ترغیب به انجام گروهی می شوند. تکالیفی که به دانش آموزان محول می شود، موفقیت نهایی مستلزم فعالیت همه ی اعضا می باشد تا به صورت فردی و گروهی انجام دهند.

روی هم رفته اعضای گروه با همکاری و هم اندیشی و از طریق تعامل با یک دیگر، چگونه با هم بودن، چگونه اندیشیدن و چگونه زندگی کردن را یاد می گیرند.

 ب ـ رویکرد یادگیری رفتار خلاق:

با اعتقاد و باور به استعداد همگانی خلاقیت در نزد همه ی دانش آموزان ، آنان را به پرداختن به کارهای نو و اندیشه ی نو و ارزشمند ترغیب می کنیم. آن ها از طریق تکالیف مناسب یاد خواهن گرفت، خلاقانه عمل کنند و با کارهای تکراری، خسته و دل زده نشوند.

 ج ـ رویکرد تلفیق موضوعات درسی:

مجموع موضوع های درسی روی هم یک کل را تشکیل می دهند، معلمانی که می خواستند آموزش های موفقیت آمیز داشته باشند، از قانون آمیختگی و در هم تنیدگی استفاده می کنند.

وقتی به آموزش زبان و ادبیات می پردازیم، نه تنها خواندن، نوشتن، جمله سازی و ساده نویسی را هم می آموزیم، بلکه می توانیم وارد حوزه ی ریاضی هم بشویم، به علوم طبیعی و زیستی تلنگر بزنیم و فعالیتهـــای گروهی و اجتمــــاعی را مطرح کنیم و به بازی و سرگرمی هم چشم داشته باشیم.

معلمانی که در حرفه ی خود به مهارت رسیده اند در پی آنند تا بتوانند چگونه می توان ریاضی را با ورزش، شعر را با علوم و ادبیات و تاریخ و مباحث دینی پیوند زد.

 د ـ رویکرد یادگیری پروژه محور:

فضای یادگیری چنان چه ب سمت اجرای پروژه های متناسب با تکالیف رشد دانش آموزان هدایت شود و دانش آموزان از طریق درگیر شدن با موضوع و انجام فعالیت ای مرتبط با پروژه، مفاهیم را درک کنند و خود مفهوم سازی کنند، یادگیری ، پروژه محور خواهد شد.

کار پروژه ای می تواند، مفاهیمی از حوزه های مختلف برنامه ی درسی دوره ی ابتدایی را به هم مربوط سازد (رویکرد تلفیق). کودکان بیش تر به تحقیق در واقعیت ها علاقه دارند. این علاقه، مبنای تلاش کودکان برای جست و جوی واقعیت هاست که عامل مؤثری در موفقیت کار پروژه ای است خلق یک نقاشی، یا ساختن چند تصویر ویدیویی از خود، عکس برداری از پدیده های طبیعی، بویژه جانداران، طراحی و ساخت زیردریایی، کشتی، پله برقی، مورد علاقه ی کودکان است و آن ها را بر می انگیزاند (رویکرد خلاقیت).

 از سوی دیگر اجرای پروژه ها را می توان به صورت فردی یا گروهی و در قالب گروه های یادگیری سازماندهی کرد (رویکرد یادگیری مشارکتی). رویکرد پروژه محور به ما امکان می دهد چیزهایی را که فکر می کیم مهم هستند، از طریق فعالیتهایی که آن ها مهم تلقی می کنند، آموزش بدهیم.

 غنی سازی تکالیف آموزشی:

با تحریک کودکان به دیدن، شنیدن، لمس کردن، دست کاری کردن، کشف نمودن و انجام آزمایش و بازی های سازنده خلاقیت تقویت می شود.

تلاش های سازندگی دانش آموزان را به وسیله تشویق، اظهار علاقه، شرکت در شادی درونی وی، ارزش دادن به کاری که انجام داده است، مورد تأیید قرار دهید.

داستان گویی و داستان خوانی ابزار کارآمدی جهت افزایش خلاقیت در کودکان به ویژه کودکان طبقات اجتماعی اقتصادی پاییـــن است و به غنای برنامه ی درسی می افزاید. به همین جهت توصیه می شود جهت افزایش خلاقیت درکودکان، چنین فعالیت با ارزشی در برنامه های آنان گنجانده شود.

تهیه ی طرح ها و پروژه های ابتکاری با استفاده از وسایلی نظیر گل رس، موم، خمیربازی، چوب و پارچه، نخ، شن، کاغذ و مقوا و به نمایش گذاردن و تشریح پروژه ها در نمایشگاهی از دستاوردها باعث می شود که کودکان ثمرات کار خود را با دیگران مقایسه کرده و دربـاره ی آن به تبادل نظر بپردازند.

بازی با کلمات، بازی با تصاویر و چیستان ها، رسم کلمه های تصویری، بازی با اعداد در تمرین سبب می شوند تا همه ی مهارت ها در کنار هم رشد کنند.

به وجود آوردن زمینه هایی برای این که دانش آموزان توان فراتر نگریستن، توان جست و جوگری و به بیش از یـــک پاسخ و راه حل بـــرای سؤالات و مسایل فکــر کنند در برنــامه ی غنی سازی اهمیت ویژه ای دارد.

راه کار مؤثر دیگر تشویق دانش آموزان به بیان عواطف و احساساتشان است، هم چنین دامن زدن به تخیلات و تصویرسازی ذهنی در کودکان با تمرین های مختلف و متنوع بسیار ارزشمند هستند، زیرا تخیلات پایگاه پرتاب کارهای خلاق هستند.


منــابع:

1ـ نشریه ماهانه آموزشی ـ تربیتی (پسوند)

2ـ ماهنامه پرورشی وزارت آموزش و پرورش (تربیت بهمن 1377)

3ـ ماهنامه پرورشی وزارت آموزش و پرورش (تربیت آذر1377)

4ـ غنی سازی تکالیف آموزشی

«ساز و کارها و راهنمای عمل»

تألیف: بهمن حوریزاد


                                                                                                           

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8:38  توسط تجربه کار  |